اعتراف
نمیخوام عکس هایت را ببینم. کامنت ها و وبلاگت را میخونم ولی حرفی ندارم که برایت بنویسم.
انگار که همدیگر را نمیشناسیم و نمیشناختیم.
آخر سخت است عکست باشد حرفت باشد صدایت باشد ولی خودت نباشی.
میفهمی. هربار که عکسهایمان را مرور میکنم سوال های بیجوابی است که از ذهنم عبور میکند و گلویی که فشاری را تحمل میکند یا چشمی که پر از اشک میشود.
آیا ارزشش را دارد؟ آخر این سختی و دوری به چند؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ ساعت 2:24 AM توسط آزاده
|